؟ بیگانه شدی ، دست مریزاد ، کجایی ؟  در دام توأم ، نیست مرا راه گریزی من عاشق این دام و تو صیّاد ، کجایی ؟  محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقت آوار غمت بـر سرم افتادـ ، کجایی ؟  آسودگی ام ، زندگی ام ، دار و نـدارم در راه تو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟  اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟ از دست تو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟  دانم که مرا بی خبری می کشد آخر دیوانه شدم خانه ات آباد ، کجایی

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 مهر 1396    | توسط: محمد    |    | نظرات()